رفتن به نوشته‌ها

برچسب: مردم نامه نویسی

ضرورت توجه به تاریخ شفاهیِ مردم‌محور از منظر کتابشناسیِ تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا

تاریخ شفاهی‌ به‌عنوان یک روش تحقیقِ کیفی که بر مبنای مصاحبه با اشخاص استوار است، با هدف درک معانی، تفاسیر و تجربه‌های ذهنی شکل می‌گیرد و لایه‌های پنهان جوامع را در راستای اهداف علم تاریخ، از زبان افراد درگیر در حوادث نمایان می‌سازد. تاریخ شفاهی سندی از جنس صوت و تصویر و در جست‌وجوی اطلاعات مستند شفاهی و در پی هر گونه تجربة انسانی است که به مرور زمان در خطر نابودی قرار می‌گیرد.

آنچه تاریخ شفاهی را در عرصة تاریخ‌پژوهی خاص و ممتاز می‌کند، وجه مردمی آن است. گردآوری تجربیات مردم یکی از دلایل اقبال به این نحله از تاریخ‌نگاری به‌عنوان یک دیالکتیک پویا قلمداد می‌شود. تاریخ شفاهی سرآغازی برای اعادة تاریخ به مردم به‌شمار می‌آید و ابزاری است برای مستند کردن واقعیات جامعه و بیان نحوة نگرش مردم به حوادث و تأثیری که بر احساس آنها گذاشته است. تاریخ شفاهی مردم را وارد گردونة تاریخ می‌کند؛ موضوعی که تا سده‌ها پیش، از گام‌های آنان تهی بود. همچنین چشم‌اندازی می‌گسترد تا مردم داستان‌های زندگی خود را به خاطر بیاورند، بیان کنند و پردازش نمایند.

امروزه اجرای طرح‌های تاریخ‌ شفاهی مردم‌نگارانه در آمریکا و اروپا به‌طور جدّی دنبال می‌شود و پژوهش‌های متعددی بر اساس تحلیل کیفیِ داده‌های حاصل از این طرح‌ها منتشر می‌شود. مرکز تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا در نیویورک، به‌عنوان قدیمی‌ترین آرشیو مدرن تاریخ شفاهی در دنیا با بیش از هفت دهه فعالیت،‌ یکی از مراکز پیشگام در این زمینه به‌شمار می‌آید. این مرکز هم مجری انجام مصاحبه‌های تاریخ شفاهی با اقشار مختلف مردم است، و هم بسیاری از طرح‌ها را در خارج از آمریکا با مشارکت و راهنمایی متخصصان تاریخ شفاهیِ مرکز به اجرا درمی‌آورد.

وبگاه دانشگاه کلمبیا علاوه‌بر جانمایی فهرست مصاحبه‌ها به تفکیک موضوعات اصلی، کاربرگه‌های توصیفی و تحلیلی،‌ فایل‌های صوتی و تصویری و متون پیاده‌ساز‌ی‌شدة مصاحبه‌ها، به انتشار شیوه‌نامه‌ها و قوانین مرتبط با فرآیند تاریخ شفاهی اقدام کرده است. «کتابشناسیِ تاریخ شفاهی» یکی از منابع مرجعِ مفید و کاربردی دانشگاه کلمبیا است. این کتابشناسی که بر پایة یک طرح پژوهشی برای استفادة عموم تهیه شده است، اطلاعات توصیفی منابع اعم از کتاب، مقاله و پایان‌نامه را تا سال ۲۰۱۵ شامل می‌شود. بسیاری از سرفصل‌های مندرج در این کتابشناسی در صفحات وب در دسترس و قابل‌مطالعه است.

کتابشناسیِ تاریخ شفاهی در نوزده فصلِ موضوعی تبیین شده است. علاوه‌بر درج مباحث نظری اعم‌ از راهنماهای عملی،‌ روش‌شناسی‌ها،‌ نظریه‌ها، طرح‌های میدانی، اخلاق حرفه‌ای و …، آنچه خودنمایی می‌کند و حائز اهمیت است، گستردگی توجه به پژوهش‌های مردم‌محور بر مبنای تاریخ شفاهی است. این تحقیقات در مباحثی همچون طرح‌های جامعه‌محور، مردم‌شناسی، فرهنگ عامه، زنان و مطالعات جنسیتی و …، در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است. همچنین در بخش متون مبتنی بر تاریخ شفاهی، کاربرد فراگیر تحقیقات مردم‌نگارانه به تصویر کشیده شده است.

در ادامه، به شماری از عنوان‌هایی که یاری‌رسان تاریخ شفاهی‌نگاران در راستای کار با مردم و برای مردم به‌‌منظور ثبت‌وضبط تاریخ آنان است، اشاره می‌شود: تاریخ شفاهی مبتنی بر جامعه، تاریخ شفاهی مهاجران مکزیکی در آمریکا، تاریخ شفاهی صنایع نساجیِ کانادا، تاریخ شفاهی و کاربردهای نوآورانه، تاریخ شفاهی تجاربِ خواندن، تاریخ شفاهی کشاورزان اوکراینی، اردوگاه‌های کار اجباری در آلمان نازی، ‌تاریخ شفاهی اروپای پساسوسیالیستی، صدایِ چینی‌های استرالیا، و صنایع دستی در کانادا.

خارج شدن از نظر

مردم‌نگاری ایرانی، یک بستر، چند رویا

کتاب «مردم‌نگاری ایرانی» سال ۱۴۰۰ به کوشش جبار رحمانی و با مقدمة علی بلوکباشی از سوی موسسة مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شد. رحمانی دانش‌آموختة انسان‌شناسی و بلوکباشی نویسنده و پژوهشگر مردم‌شناسی است. این اثر مشتمل است بر مقالات دوازده پژوهشگر که با نگارش تجربه‌های میدانی از تحقیق در لایه‌های مختلف اجتماع، زمینه‌های تبیین مردم‌نگاری ایرانی را بر مبنای دانش نظری و پژوهش میدانی فراهم آورده‌اند. این مجموعه مقالات در سه فصل دسته‌بندی شده است:

فصل نخست، «مردم‌نگاری در آن سوی مرزها» مقالاتی را دربر می‌گیرد که بر مبنای یافته‌های مردم‌نگاران ایرانی در اجتماعات غیرایرانی گردآوری شده است. در این فصل ضمن تأمل پیرامون پژوهش‌های میدانی و مواجهة انسان‌شناختی با آن، تجارب مردم‌شناسیِ شهری در هند و مردم‌نگاری در میان شیعیان هند تحلیل شده است. همچنین مردم‌نگارگری که برگرفته از پژوهش حول مردم‌نگاری با الهام از نگارگری است، مورد ارزیابی واقع شده است.

فصل دوم، «مردم‌نگاری در این سوی مرزها» به ارائه تجربیات مردم‌نگارانی که تحقیقاتشان داخل ایران و بر روی ایرانیان انجام پذیرفته، اختصاص دارد، و علاوه‌بر تبیین روش‌شناسی مصاحبه در مردم‌نگاری، به تجربة‌ مصاحبه با زنان متولد دهة ۱۳۳۰ به‌منظور بازتاب رویکرد مردم‌نگاری جنسیتی توجه شده است. تجربة مردم‌نگاری در بیمارستان و کثرت هنجارها در مردم‌نگاری ایرانی نیز از سایر مباحث طرح‌شده در این بخش است.

فصل سوم، «مردم‌نگاری در گذار از مرزها» به تحقیق بر روی مهاجران متمرکز است و ضمن تفسیر روش‌های میدانیِ مردم‌نگاری مهاجرت و درج ملاحظات نظری و رویه‌های عملی مرتبط با این مقوله، مردم‌نگاری در بین مهاجران افغانستانی در ایران را به‌عنوان نمونه‌ای از تجربه‌های مستندشده در این حوزه تفسیر کرده است. پایان‌بخش کتاب، تجزیه‌وتحلیل مباحث ارائه‌‌شده و تبیین افق‌های پیشِ روی مردم‌نگاری ایرانی با نگاه به آینده است.

گروهی از محققان با این دیدگاه که مردم‌نگاری متضمن مطالعة موقعیت زندگی واقعیِ مردم است، مردم‌نگاری ایرانی را به دو گروه تقسیم می‌کنند: سنت بزرگ و سنت‌های کوچک، و مقالات این مجموعه را در زمرة سنت‌های کوچک قلمداد می‌کنند که روایت توصیفی هریک، موضوعی تازه و روشی خاص را در فضاهای فرهنگی درون، برون و میان‌مرزی نشان می‌دهد. برخی از متخصصان نیز مردم‌نگاری ایرانی را به سه سنت دسته‌بندی‌ می‌کنند: سنت مردم‌نگاری ایرانیِ قدیم که پژوهشگران ایرانی پایه‌گذار آن بودند، مردم‌نگاری ایرانی کلاسیک که مردم‌شناسان غربی در ایران پایه نهادند و مردم‌نگاری ایرانی مدرن که نسل جدید مردم‌نگاران ایرانی را شامل می‌شود و مقالات این اثر حول آن شکل گرفته است.  

کتاب مردم‌نگاری ایرانی برآن است تا ضمن به تصویر کشیدن وضعیت کنونی پژوهش‌های میدانی در این حوزه، روش‌شناسی و رویکردهای برآمده از دلِ تجربیات مردم‌نگاران را موشکافی کند. این محققان که از میان نسل تازة مردم‌نگاران به وادی عمل گام نهاده‌اند، نظرات و برداشت‌های خودشان را از دشواری‌های پژوهش میدانی و برقراری ارتباط و مصاحبه با مردم شرح داده‌اند. بدین‌سان فرآیند تحول مردم‌نگاری میدانی در ایران و پیشینة توجه به آن، از خلال همین دیدگاه‌ها تبیین می‌شود. متخصصان بر این نکته تاکید دارند که لازم است در آینده امکان و فرصت بیشتری به‌منظور هم‌افزاییِ یافته‌های محققان و ایجاد یک اجتماع علمی قوی‌تر فراهم شود تا مشارکت‌های نهادی برای توسعة‌ مردم‌نگاری ایران افزایش یابد.

خارج شدن از نظر