رفتن به نوشته‌ها

برچسب: فوتبال

دانشکدة معماری دانشگاه ملی در دهة ۱۳۴۰ به روایت حسین کلانی

دانشکدة معماری و شهرسازی دانشگاه ملی که سال ۱۳۳۸ همراه با دانشکده‌های پزشکی و بانکداری جزو نخستین دانشکده‌های این دانشگاه بود، فعالیتش را با پذیرش دانشجویان در مقطع کارشناسی‌ارشد معماری آغاز کرد. رشتة معماری در آن سال‌ها از رشته‌های ممتاز دانشگاهی به شمار می‌آمد، مضاف‌بر اینکه استادان دانشکده نیز که در زمرة پیشگامان معماری و شهرسازی در ایران بودند، تلاش کردند تا سطح علمی دانشکده را هم‌طرازِ معتبرترین دانشکده‌های معماری ارتقا دهند.

مهندس حسین کلانی، فوتبالیست مردمی و با اخلاق دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ که دانش‌آموختة کارشناسی‌ارشد مهندسی معماری دانشگاه ملی و دکترای معماری تلفیقی دانشگاه یو سی اِل اِی است، در مصاحبة تاریخ شفاهی که با عنوان «طلایه‌دارِ هشتِ سرخ‌پوش‌ها» منتشر شده، روش‌های آموزش، ویژگی‌های استادان و فضای دانشکده را به تفصیل شرح داده است.

تحصیل او در دانشکدة معماری از سال ۱۳۴۵، با افتتاح تالار رودکی و اجرای نمایش‌های ایرانی و اروپایی مصادف شد. فضای هنری این تالار فرصتی مغتنم برای دانشجویان معماری فراهم آورد تا با آثار هنری شاخص در آن دوره آشنا شوند. مهندس کلانی استادان دانشکده در دهة ۱۳۴۰ را از سرآمدانِ متخصص معماری در جهان معرفی می‌نماید و از بزرگانی همچون هوشنگ سیحون، حسینعلی اولیا و بهروز حبیبی به نیکی یاد می‌کند. او مهم‌ترین ویژگی‌ سیستم آموزش معماری در دانشگاه ملی را به‌کارگیری «نظام آتلیه‌ای» می‌داند که دانشجو موظف بود از بدو ورود به دانشکده در یکی از آتلیه‌ها نزد استاد آتلیه معماری بیاموزد. هر آتلیه را یک استاد صاحب‌کرسی اداره می‌کرد که مدت کمی در آتلیه حضور می‌یافت و در زمان عدم حضور او، دانشجویان سال بالایی آتلیه را اداره می‌کردند. در ضمن معماری را با ترسیم «اُردرهای کلاسیک» آغاز می‌کردند و در ادامه با ارائه تمرین‌های طراحی به اشکال نوین، به خوبی فوت و فن کار را یاد می‌گرفتند. علاوه‌بر این، روش داوری پروژه‌ها به‌صورت جمعی توسط استادان انجام می‌شد و سپس نتیجة ژوژمان (قضاوت) به نمره تبدیل و به دانشجویان اعلام می‌شد. این شیوه‌های آموزشی که مکمل نظام آتلیه‌ای بود، از مدرسة هنرهای زیبای پاریس (بوزار) اقتباس شده بود.

مهندس کلانی فضای دانشکدة معماری را در سال‌های تحصیلش در این دانشکده متفاوت از سایر دانشکده‌ها ارزیابی می‌کند؛ تفاوتی که در چهره و رفتار دانشجویان مشهود بود و عموماً در سایر دانشکده‌های معماری در اروپا به چشم می‌خورد. البته با ذکر این نکته که جوّ بسیار دوستانه‌ای بر دانشکده حاکم بود و او توانست فعالیت‌های گروهی متنوعی را با همراهی حلقة مهر دوستانش به ثمر برساند.  

نظرات بسته شده است

تاریخ اجتماعی فوتبال به روایت حسین کلانی

امروزه ورزش فوتبال در جامعة ایرانی تشکیلات وسیعی پیدا کرده و رقابت‌های این ورزش به‌طور مستمر دنبال می‌شود. ورزش به‌طور عام و فوتبال به‌طور خاص، جایگاه خود را به‌عنوان جزئی از نظام اجتماعی این مرزوبوم تثبیت کرده است. بِرومبِرژه، مردم‌شناس فرانسوی کارکرد فوتبال را برای ایرانیان فراتر از مرزهای کشورشان می‌داند. به دیگر سخن، شرکت در جام جهانی را به منزلة مقدمه‌ای برای حضور در جامعة جهانی قلمداد می‌کنند.

بررسی فوتبال به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی و فرهنگی، طیف متنوعی از موضوعات را در بر می‌گیرد؛ از فرآیند اجتماعی شدن گرفته، تا تقویت هویت ملی و نقش آن در گذران اوقات فراغت. مهندس حسین کلانی فوتبالیست مردمیِ دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، در مصاحبة تاریخ شفاهی که با عنوان «طلایه‌دار هشتِ سرخ‌پوش‌ها» منتشر شده، کارکردهای اجتماعی و منزلت مردمی فوتبال را تحلیل کرده است. به بیان او، با تعمق در سویه‌های اجتماعی شدن در جامعه اعم از خانواده، همسالان، مدرسه و رسانه‌های گروهی، می‌توان به قدرت نفوذ فوتبال در لایه‌های مختلف این جوامع پی برد. فوتبال به شکل غیرمستقیم به مردم می‌آموزد که چطور با جامعه سازگار شوند و در این راستا بر روی کدام‌یک از قواعد تأکید بیشتری مبذول دارند.

شکل‌گیری جریان طرفداری از فوتبال باشگاهی و ملی در ورزشگاه‌ها، تنها بخش کوچکی از جریان کلان اجتماعی توجه به آن را به نمایش می‌گذارد. اهمیت انسان‌شناختی فوتبال زمانی روشن‌تر می‌شود که به حجم گستردة برنامه‌های منتشرشده از رسانه‌های جمعی دقت کرد. فوتبال در ایران بستر فرهنگ‌پذیری جوانان و نوجوانان را فراهم می‌آورد و آنان با حمایت از تیم محبوب خود، با هویت گروهی پیوند برقرار می‌کنند و قواعد زندگی جمعی را می‌آموزند.

نظرات بسته شده است

معرفی طرح‌های تاریخ شفاهی زنان (۲۳)

«تاریخ شفاهی فوتبال زنان در استرالیا»

کتاب «تاریخ شفاهی فوتبال زنان در استرالیا»[1]، تألیف گریگوری موریس داونز[2]، سال ۲۰۱۵ از سوی انتشارات دانشگاه ویکتوریا[3] در استرالیا چاپ و منتشر شد. این اثر بر اساس پایان‌نامة دکترای مؤلف و بر پایة مصاحبه با ۱۸ زن و ۳ مرد،‌ اعم از بازیکنان، مربیان و داوران به نگارش درآمده است.

شکل‌گیری تیم‌های فوتبال زنان در استرالیا، به دهة ۱۹۷۰ بازمی‌گردد، زمانی‌که مهاجران انگلیسی شوقِ تماشای فوتبال زنان را در دل و جان استرالیایی‌ها زنده کردند. عشق زنان به فوتبال موجب شد تا ورزشی که تا آن‌زمان کاملاً مردانه بود، به سرعت رو به جلو حرکت کند و محبوبیتی عام یابد. پس‌از آن زنان فوتبالیست در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی حضور یافتند و آکادمی‌ها و مدارس فوتبال زنان بنیان نهاده شد.

نویسنده پس‌از بررسی جایگاه زنان در تاریخ ورزش استرالیا، فراز و نشیب‌های شکل‌گیری فوتبال زنان و دهه‌های شکوفایی آن را تبیین کرده است. سپس با درج بخش‌هایی از مصاحبه با ورزشکاران، به تحلیل کیفی داده‌های حاصل از تاریخ شفاهی مبادرت ورزیده است. تحلیل کیفی محتوای مصاحبه‌ها، او را قادر ساخته است تا اصالت و حقیقت یافته‌ها را تفسیر کند. در واقع پس‌از مرور گفته‌های راویان، موضوعات قابل استنباط را استخراج کرده و به بوتة نقد گذاشته است.

زنان ورزشکار با بیان خاطرات، سفر فوتبالی خود را به گذشته آغاز کردند و از نخستین حضور در بازی‌های رسمی سخن گفتند، تبعیض علیه دختران را در سال‌های ابتدایی توجه به فوتبال روایت کردند، از موافقت و مخالفت خانواده‌ها گفتند، از مردان حامی ورزش بانوان و زنان مشوق در این مسیر سخن راندند، و از دوستی‌های پایدار با دوستان ورزشی گفتند. زنان متفق‌القول به تشویق دختران جوان به انجام تمرینات ورزشی برای تأثیر مثبت دیرپای آن بر روحیه و جسم‌شان تأکیدی ویژه دارند و همچنان با مهر و عطوفت، در راه پیشرفت فوتبال زنان در استرالیا تلاش می‌کنند.


[1] Oral History of Women’s Football in Australia

[2] Gregory Maurice Downes

[3] Victoria University

نظرات بسته شده است