رفتن به نوشته‌ها

برچسب: نقاشان

گرافیک ایرانی به روایت قباد شیوا

پیدایش طراحی گرافیک در ایران را نمی‌توان تنها منوط به کشف یک بخشِ تازه از هنرهای تجسمی دانست، بلکه باید آن را بازیابی جذبه‌ای از هنرهای تجسمی تلقی کرد که به‌صورت نقش‌های قالی، گچ‌بری‌های، کاشی‌کاری‌ها و … کاربرد داشت. این مواردِ استفاده به ضرورت تکامل جامعه، پیدایش سیستم‌های اقتصادی و تولیدی و به‌ویژه گسترش فناوری، جان تازه‌ای گرفت. به عبارت دیگر، آثار گرافیکی که ریشه در نقاشی داشت و با تصویرگری نقاشان از شاهان صفوی و قاجار پس‌از بازگشت از سفر اروپا آغاز شد، در دوران امروزی با کمک صنعت چاپ رشد و گسترش یافت.

در میان نام‌آوران طراحی گرافیک، قباد شیوا به‌عنوان سمبل گرافیک ایرانی، ارزش‌های هنری نیاکان را با ذهن خلّاق و دستان توانایش به تصویر کشیده است. او در مصاحبة تاریخ شفاهی که با عنوان «شیدایی و شیوایی» منتشر شده، ویژگی‌های مکتب گرافیک ایرانی و مؤلفه‌های مهم تأثیرگذار بر آن را در طول سال‌های فعالیت هنری‌اش بازخوانی کرده است.

به بیان استاد شیوا، گرافیک از سویی به‌عنوان یک شغل مطرح است و از منظری دیگر به‌عنوان یک هنر. او طراحانی را که برای گرافیک علاوه‌بر عملکرد اطلاع‌رسانی آن ارزش‌های عمیق هنری قائلند، «گرافیست‌های مؤلف» می‌نامد. جریان هنری برآمده از اندیشة این گرافیست‌ها، آثارشان را ماندگار می‌کند. در واقع وجه تشخیص و تمایز مکاتب گرافیک کشورهای مختلف، در پایبندی طراحان به ریشه‌های فرهنگ بصریِ به ارث‌رسیده به آنان است، وگرنه درک محتوای آثارشان ناممکن می‌شود.

قباد شیوا شرح می‌دهد که چطور مدتی پس‌از الهام گرفتن از آثار طراحان گرافیک غربی، به کنکاش در منابع کشورمان پرداخت و توان و اندیشه‌اش را به‌کار بست تا فرهنگ و عناصر ایرانی را در آثارش مشارکت دهد. در ضمن سعی کرد همان‌طور که با زبان تصویریِ خاص ایرانیان سخن می‌گوید، مطالب را به‌صورت مدرن و امروزی بیان کند. تلاش‌های او گاهی در زیبایی‌شناسی آثار و گه‌گاه در طرز نگاه به ایده و چگونگی موضوع طراحی‌شده به چشم می‌خورد. همچنین توضیح می‌دهد که چطور خط شکسته نستعلیق را به‌منزلة یکی از مؤلفه‌های هنریِ برجستة ایرانیان در طراحی گرافیک به‌کار گرفت و تشویق بزرگان این هنر را در پی داشت.

استاد شیوا توجه به همة عوامل، عناصر و موضوعات اعم‌از مردم، ادبیات، اسطوره‌ها، هنرهای سنتی و طبیعت را در طراحی گرافیک ایرانی دخیل می‌داند، و اینکه هر هنرمندی با درک معنای این عناصر و انتقال اثر آن روی کاغذ و ارائه به مخاطب، برداشت خاص خودش را ارائه می‌کند. بدین‌شکل اثر هنریِ هویت‌دار پدید می‌آید که از آبشخور فرهنگ ایرانی سیراب می‌شود؛ فرهنگی که در آن، اندیشه به‌صورت استعاری و پُر رمز و راز تجسّم می‌یابد و زیبایی و سادگی و خلوص حضوری عاشقانه دارد. گرافیک ایرانی در این حس و حال، و با احترام و وقار متجلّی می‌شود.

نظرات بسته شده است

معصومه سیحون، هنرمندِ خلّاق و گالری‌دارِ خوش‌ذوق

معصومه سیحون (۱۳۱۳- ۱۳۸۹)، با نام پیشینِ منیر نوشین، نقاش، مؤسس گالری سیحون و از چهره‌های تأثیرگذار در هنرهای تجسمی معاصر با حدود نیم‌قرن فعالیت هنری بود. او که سال‌های کودکی‌اش در رشت و قائم‌شهر طی شد، به‌دلیل شغل پدر ده‌سال در اهواز زندگی کرد و پس‌از نقل‌مکانِ خانواده‌اش به تهران، در دبیرستان نوربخش تحصیل کرد. سال ۱۳۳۵ در کنکور دانشکدة هنرهای زیبا در رشتة نقاشی پذیرفته شد و چندی بعد با هوشنگ سیحون ازدواج کرد. سال ۱۳۴۵ همزمان با خلق آثار هنری، گالری سیحون را بنیان نهاد. این گالری به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین گالری‌های هنری در تهران، با به نمایش گذاشتن آثار هنرمندانی همچون سهراب سپهری، حسین زنده‌رودی، رضا مافی، ‌علی‌اکبر یاسمی و … نقشی برجسته در معرفی استعدادهای هنری داشت. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و انجمن نقاشان ایران در دهة‌۱۳۸۰ از دستاوردهای هنری او تقدیر کردند.

سیحون در کوچه پس‌کوچه‌های کودکی عاشق نقاشی و طرح و رنگ شد و سرنوشتش با رنگ‌وبوم گره خورد. نگاه سرشار از شور و شوق او به زندگی در آثاری که فضایی آبستره دارند،‌ هویتی منحصربه‌فرد به تابلوهایش بخشیده و در نمایشگاه‌های نقاشیِ «مهجور مؤثر» و «مرثیه‌ای برای خودم» جلوه‌ای کم‌نظیر یافته است. عشق به تعالی هنر و توجه به بالیدن جوانان در این عرصه، او را برآن داشت تا با حمایت همسرش گالری سیحون را برپا کند و بدین‌شکل به جریان تقابل سنت و مدرنیته قوت بخشد. او با اندیشه‌ای پویا و دستانی سبز که قدرت رویاندن داشت، مأوای هنرمندان جوان بود و زمینة برآمدن و رشد آنان را مهیّا کرد. به یُمن تلاش‌های مادرانة این بانوی هنرمند، نام او در بلندای تاریخ هنرهای معاصر ایران ماندگار شد.

خارج شدن از نظر