رفتن به نوشته‌ها

برچسب: هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون به روایت قباد شیوا

سی‌ویکم مرداد زادروز هوشنگ سیحون (۱۲۹۹- ۱۳۹۳) است؛ معمار، طراح، نقاش و تندیس‌سازی که نامش با ماندگارترین بناهای یادبود ایران‌زمین گره خورده است. طراحیِ آرامگاه بوعلی‌سینا، خیام، نادرشاه افشار، فردوسی و کمال‌الملک، هر یک نشان‌دهنده نگاه عمیق او به تاریخ معماری این سرزمین است. او که در خانواده‌ای اهل هنر و موسیقی دیده به جهان گشود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و سپس برای تکمیل آموخته‌هایش راهی مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار) شد. سیحون سال‌ها در دانشکدة هنرهای زیبا به تدریس پرداخت و در مقام استاد و رئیس دانشکده، نقشی مؤثر در تربیت نسل‌های بعدی هنرمندان هنرهای تجسّمی ایفا کرد.

قباد شیوا، از پیشگامان گرافیک نوین که به‌عنوان سمبل گرافیک ایرانی شناخته می‌شود، و در فواصل سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ در دانشکدة هنرهای زیبا تحصیل می‌کرد، مهندس سیحون را یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های دوران تحصیل خود معرفی می‌کند. او در مصاحبه تاریخ شفاهی که با عنوان «شیدایی و شیوایی» منتشر شده، ویژگی‌های اخلاقی و روش‌های تدریس مهندس سیحون را به تفصیل شرح داده است و از او به‌عنوان مدیری شایسته، معماری برجسته و هنرمندی چیره‌دست یاد می‌کند.

آنچه قباد شیوا از استاد سیحون بیان کرده، تصویری زنده از استادی دلسوز و مشوق است. شیوا به‌یاد می‌آورد که بلافاصله پس‌از ورود به دانشکده، سیحون نمایشگاهی از آثار او را در سالن دانشکده هنرهای زیبا برپا کرد و به مدت ده روز، دانشجویان رشته‌های مختلف از آن نقاشی‌ها دیدن کردند. همچنین شیوه تدریس سیحون در واحد «کمپوزیسیون تزئینی» که هنر طراحی گرافیک از دل آن برآمد، در خاطرش مانده است. او تأکید داشت که دانشجویان مرتب اتودهای فراوانی بزنند و از میان آنها بهترین را برگزیند. گاه تمام اتودها را روی زمین می‌ریخت و با دقت می‌نگریست و اگر هیچ‌کدام را نمی‌پسندید، می‌گفت: «هیچ‌کدام خوب نیست، برو دوباره کار کن». سیحون با درک هنری والایش، خیلی زود استعداد شیوا را کشف و به سمت هنر گرافیک هدایت کرد و با تشویق‌های مکرر به او یادآوری کرد که در آینده طراح گرافیک خوبی خواهد شد؛ پیش‌بینی‌ای که به ‌درستی به حقیقت پیوست.

روایت شیوا از مهندس سیحون، نه‌فقط روایتِ استادی توانا، که روایتِ انسانی است که می‌دانست چگونه ذوق جوانان را شکوفا کند و هنرمندان را به سرمنزل مقصود برساند. سیحون به‌رغم تحصیل در غرب، به‌خوبی با اِلمان‌های ایرانی آشنا بود و این آمیختگیِ هنرِ نوین با ریشه‌هایِ کهن، در همه آثارش هویداست. سی‌ویکم مرداد، بهانه‌ای است برای بزرگداشت این معمارِ بزرگ و همه آنچه او برای هنرِ این سرزمین بر ‌جای گذاشت؛ از آرامگاه‌های ماندگار گرفته تا نسلی از هنرمندان که همچون قباد شیوا مدیون نگاهِ روشن و دلگرم‌کننده او هستند.

نظرات بسته شده است

دانشکدة معماری دانشگاه ملی در دهة ۱۳۴۰ به روایت حسین کلانی

دانشکدة معماری و شهرسازی دانشگاه ملی که سال ۱۳۳۸ همراه با دانشکده‌های پزشکی و بانکداری جزو نخستین دانشکده‌های این دانشگاه بود، فعالیتش را با پذیرش دانشجویان در مقطع کارشناسی‌ارشد معماری آغاز کرد. رشتة معماری در آن سال‌ها از رشته‌های ممتاز دانشگاهی به شمار می‌آمد، مضاف‌بر اینکه استادان دانشکده نیز که در زمرة پیشگامان معماری و شهرسازی در ایران بودند، تلاش کردند تا سطح علمی دانشکده را هم‌طرازِ معتبرترین دانشکده‌های معماری ارتقا دهند.

مهندس حسین کلانی، فوتبالیست مردمی و با اخلاق دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ که دانش‌آموختة کارشناسی‌ارشد مهندسی معماری دانشگاه ملی و دکترای معماری تلفیقی دانشگاه یو سی اِل اِی است، در مصاحبة تاریخ شفاهی که با عنوان «طلایه‌دارِ هشتِ سرخ‌پوش‌ها» منتشر شده، روش‌های آموزش، ویژگی‌های استادان و فضای دانشکده را به تفصیل شرح داده است.

تحصیل او در دانشکدة معماری از سال ۱۳۴۵، با افتتاح تالار رودکی و اجرای نمایش‌های ایرانی و اروپایی مصادف شد. فضای هنری این تالار فرصتی مغتنم برای دانشجویان معماری فراهم آورد تا با آثار هنری شاخص در آن دوره آشنا شوند. مهندس کلانی استادان دانشکده در دهة ۱۳۴۰ را از سرآمدانِ متخصص معماری در جهان معرفی می‌نماید و از بزرگانی همچون هوشنگ سیحون، حسینعلی اولیا و بهروز حبیبی به نیکی یاد می‌کند. او مهم‌ترین ویژگی‌ سیستم آموزش معماری در دانشگاه ملی را به‌کارگیری «نظام آتلیه‌ای» می‌داند که دانشجو موظف بود از بدو ورود به دانشکده در یکی از آتلیه‌ها نزد استاد آتلیه معماری بیاموزد. هر آتلیه را یک استاد صاحب‌کرسی اداره می‌کرد که مدت کمی در آتلیه حضور می‌یافت و در زمان عدم حضور او، دانشجویان سال بالایی آتلیه را اداره می‌کردند. در ضمن معماری را با ترسیم «اُردرهای کلاسیک» آغاز می‌کردند و در ادامه با ارائه تمرین‌های طراحی به اشکال نوین، به خوبی فوت و فن کار را یاد می‌گرفتند. علاوه‌بر این، روش داوری پروژه‌ها به‌صورت جمعی توسط استادان انجام می‌شد و سپس نتیجة ژوژمان (قضاوت) به نمره تبدیل و به دانشجویان اعلام می‌شد. این شیوه‌های آموزشی که مکمل نظام آتلیه‌ای بود، از مدرسة هنرهای زیبای پاریس (بوزار) اقتباس شده بود.

مهندس کلانی فضای دانشکدة معماری را در سال‌های تحصیلش در این دانشکده متفاوت از سایر دانشکده‌ها ارزیابی می‌کند؛ تفاوتی که در چهره و رفتار دانشجویان مشهود بود و عموماً در سایر دانشکده‌های معماری در اروپا به چشم می‌خورد. البته با ذکر این نکته که جوّ بسیار دوستانه‌ای بر دانشکده حاکم بود و او توانست فعالیت‌های گروهی متنوعی را با همراهی حلقة مهر دوستانش به ثمر برساند.  

نظرات بسته شده است

معصومه سیحون، هنرمندِ خلّاق و گالری‌دارِ خوش‌ذوق

معصومه سیحون (۱۳۱۳- ۱۳۸۹)، با نام پیشینِ منیر نوشین، نقاش، مؤسس گالری سیحون و از چهره‌های تأثیرگذار در هنرهای تجسمی معاصر با حدود نیم‌قرن فعالیت هنری بود. او که سال‌های کودکی‌اش در رشت و قائم‌شهر طی شد، به‌دلیل شغل پدر ده‌سال در اهواز زندگی کرد و پس‌از نقل‌مکانِ خانواده‌اش به تهران، در دبیرستان نوربخش تحصیل کرد. سال ۱۳۳۵ در کنکور دانشکدة هنرهای زیبا در رشتة نقاشی پذیرفته شد و چندی بعد با هوشنگ سیحون ازدواج کرد. سال ۱۳۴۵ همزمان با خلق آثار هنری، گالری سیحون را بنیان نهاد. این گالری به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین گالری‌های هنری در تهران، با به نمایش گذاشتن آثار هنرمندانی همچون سهراب سپهری، حسین زنده‌رودی، رضا مافی، ‌علی‌اکبر یاسمی و … نقشی برجسته در معرفی استعدادهای هنری داشت. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و انجمن نقاشان ایران در دهة‌۱۳۸۰ از دستاوردهای هنری او تقدیر کردند.

سیحون در کوچه پس‌کوچه‌های کودکی عاشق نقاشی و طرح و رنگ شد و سرنوشتش با رنگ‌وبوم گره خورد. نگاه سرشار از شور و شوق او به زندگی در آثاری که فضایی آبستره دارند،‌ هویتی منحصربه‌فرد به تابلوهایش بخشیده و در نمایشگاه‌های نقاشیِ «مهجور مؤثر» و «مرثیه‌ای برای خودم» جلوه‌ای کم‌نظیر یافته است. عشق به تعالی هنر و توجه به بالیدن جوانان در این عرصه، او را برآن داشت تا با حمایت همسرش گالری سیحون را برپا کند و بدین‌شکل به جریان تقابل سنت و مدرنیته قوت بخشد. او با اندیشه‌ای پویا و دستانی سبز که قدرت رویاندن داشت، مأوای هنرمندان جوان بود و زمینة برآمدن و رشد آنان را مهیّا کرد. به یُمن تلاش‌های مادرانة این بانوی هنرمند، نام او در بلندای تاریخ هنرهای معاصر ایران ماندگار شد.

نظرات بسته شده است