استاد ژاله آموزگار، بانوی فرزانه و دانشور که از جایگاهی رفیع در عرصة مطالعات زبانهای باستانی برخوردار است، پژوهشهایی را در حوزة فرهنگ ایران به سرانجام رسانده که هم از سوی صاحبنظران با اقبال روبهرو شد، و هم در نظر عامة مردم خوش نشست. بررسی پیشینة جشن باستانی نوروز یکی از همین زمینههای تحقیقی است که مورد استقبال عموم قرار گرفت.
دکتر آموزگار از یکسو جشن نوروز را نمادی از ستیزِ میان یاران اورمزد و یاران اهریمن و پیروزی نیکی بر بدی میداند. از سوی دیگر، آن را با سالگرد آفرینش انسان مرتبط میکند؛ انسانی که عزیزترین موجود آفرینش است و به همین مناسبت، سالگرد آفرینش او با شکوه بیشتری برگزار میشود. در ضمن نوروز را همزمان با بیداری طبیعت از خواب زمستانی و جشن «فَروَهرها» (همزاد آدمیان) معرفی میکند؛ اینکه در نوروز به زمین بازمیگردند و برای خانواده دعای شادکامی و برکت میآورند. در واقع برای شگون، هفت «سینی» از دانههایی که برکت به سفرهها میآورد، میرویاندند و بر خوان نوروزی مینهادند. در این هفت سین، سرسبزی و باروری و تندرستی و عشق به زندگی با ذوق لطیف ایرانیان آراسته میشد.
علاوهبر این افسانههای پیرامون نسبت دادن نوروز به دوران پادشاهی جمشید را به دقت موشکافی میکند. حتی در این روایتهای متعدد که به اشکال متفاوت نقل شده است، افسانهای را تفسیر میکند که بنیانگذاری آن را به حضرت سلیمان نسبت میدهد. بررسی اطلاعاتی که از برپایی نوروز در دوران هخامنشی و اشکانی خبر میدهند و تأثیر نوروز بر اشعار و مکاتب موسیقی در عصر ساسانی، جنبههای دیگری از تحقیقات دکتر آموزگار را دربر میگیرد.
افزونبر اینها، مهینبانوی مطالعات ایران باستان همواره بر این نکته تأکید دارد که جشن نوروز تنها جشنی است که تا این اندازه میان مردم مورد توجه بوده و به چهاردیواری خانهها نفوذ کرده است. نوروز باستانی و آیینهای آن با وجود حوادث گوناگون همچنان برجای مانده و عزیز و گرامی شمرده میشود.