رفتن به نوشته‌ها

تاریخ نمایش در ایران به روایت علی‌اصغر گرمسیری

هنرهای نمایشی در ایران در طول تاریخ میان مردم باذوق و استعداد به‌گونه‌ای ریشه دوانیده که گذشت سده‌ها نیز نتوانسته تأثیرات آن را از ضمیر آنان بزداید و گرد فراموشی بر آن بنشاند. عمر ادبیات نمایشی بر پایة اصول و قواعد نمایش فرنگستان به حدود دو قرن می‌رسد. از جمله تحولات هنرهای نمایشی در دوران معاصر می‌توان به تأسیس هنرستان هنرپیشگی در سال ۱۳۱۷ توسط علی نصر اشاره کرد که به‌عنوان یک اقدام فرهنگی در هموار ساختن مسیر اجرای تئاتر اروپایی حائز اهمیت است. نضج هنرستان و پرورش استعدادهای جوان، سبب تأسیس تدریجی بیش از ده تئاتر نظیر تئاتر فرهنگ و تماشاخانة تهران شد. در تاریخ تئاتر مدرن در ایران، هرگز زمینة کار و عوامل مؤثر اجتماعی و هنری برای رشد این هنر، همانند سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ آماده نبود. عشق دست‌اندرکاران هنرهای نمایشی در این دوره، تئاتر تجربی ایران را به جایگاهی رفیع رساند.

علی‌اصغر گرمسیری (۱۲۹۰- ۱۳۸۲)، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر که از سنین نوجوانی به جمعیت کمدی ایران پیوسته بود و بعدتر با گروه علی نصر در هنرستان هنرپیشگی و تماشاخانة تهران همکاری کرد،‌ اطلاعاتی دستِ اول از تحولات این هنر در سال‌های نضج و گسترش آن داشت. روایت‌های گرمسیری که در کنار خاطرات شماری از پیشگامان تئاتر در کتاب «تاریخ نمایش در ایران (مبتنی بر مصاحبه‌های تاریخ شفاهی)» منتشر شده است، تصویری روشن از فرازونشیب شکوفایی تئاتر مدرن در ایران ارائه می‌نماید.

گرمسیری در این گفت‌وگوها، ضمن تشریح نقش جمعیت کمدی ایران در پایه‌گذاری تئاتر رسمی در کشور، به انگیزة بانیان این جمعیت اشاره کرد، که گرچه به تئاتر به‌عنوان شغل اصلی نگاه نمی‌کردند، اما نهایت تلاششان را مبذول داشتند تا تئاتر در این مملکت به‌صورت تجربی و علمی گسترش یابد. جمعیت مذکور در سال ۱۳۰۵ با انتشار یک آگهی به‌منظور جذب جوانان علاقه‌مند، نمایش‌های متنوعی روی صحنه برد و گرمسیری نیز در کنار سایر نوجوانان مشتاق، تا سال ۱۳۱۸ با این گروه همکاری داشت.

او در خاطراتش به تحلیل جایگاه علی نصر در بنیان‌گذاری تئاتر علمی پرداخت و به شیوه‌های خلاقانة نصر به‌منظور تشویق هنرآموزان تازه‌کار اشاره کرد. زمانی که قرار بود گرمسیری در نمایش کمدی- انتقادی با عنوان «تا این‌جوریم، همین‌جوره» بازی کند، نصر زنجیر طلای ساعتش را به او داد تا با بازی با آن یاد بگیرد که از دستانش در حین اجرا به بهترین نحو استفاده کند و بیانش را با حرکاتش تطبیق دهد. این شیوه بسیار کارآمد واقع شد و به بیان گرمسیری، این زنجیر طلا، طوق بزرگی شد که یک سرش را به گردن او و سر دیگرش را به صحنة تئاتر وصل کرد، به طوری که چهل سال مداوم در تئاتر فعالیت کرد و شاگردان بسیاری پرورش داد.

علاوه‌بر این انگیزه و دلایل کناره‌گیری از تئاتر پس‌از مدیریت فتح‌الله والا را برشمرد و به این موضوع اشاره کرد که از زمانی که تفکر والا در تئاتر شکل عملی به خود گرفت و به همة نمایش‌ها یک پرده رقص و آواز اضافه شد و برخی از نمایشنامه‌ها زیر تیغ سانسور رفت، این نوع تئاتر را فاقد معیارهای هنری و استانداردهای جهانی دانست. در واقع بر اساس چهار عامل تفکیک‌ناپذیر در تئاتر یعنی نمایشنامه، کارگردان، هنرپیشه و تماشاچی،‌ این‌گونه استنباط کرد که اگر به هر کدام از این عوامل در سطحی پائین و غیرهنری توجه شود، سایر عوامل نیز به تبع آن افت می‌کند و نتیجة حاصل از آن غیراصیل و ناسازگار با معیارهای هنری خواهد بود.

منتشر شده در بزرگداشت یاد و نام اساتیدیادداشت ها