
تاریخ شفاهی بهعنوان یک دیالکتیک پویا بر تجربیات زندگی افراد متمرکز است، تا این تجارب را از طریق سؤالات هدفمند ثبتوضبط نماید. این دیالکتیک پویا بهعنوان کانون فرآیند تاریخ شفاهی، دو شرکتکننده دارد: پرسشگر و پاسخدهنده. با گسترش مطالعات جامعهشناسی، ارتقای مهارتهای پژوهشی علوم اجتماعی و تحول در نگرشهای تاریخی و تاریخنگاری، بین تاریخ و جامعهشناسی پیوند علمی ایجاد شد و در این میان، طبقات خاموش با تاریخ شفاهی دیده شدند. تاریخ شفاهی نقشی مؤثر در توانمندسازی و صدادهی به مردم عادی داشته است و تاریخ شفاهینگاران بازانگاری تاریخ را از منظر فراموششدگان پی گرفتند.
طرح تاریخ شفاهی «صدای سربازان»[1]، یکی از طرحهای مردمنگارانه است که بر اساس مصاحبه با ۳۳ کهنهسرباز حاضر در جنگ جهانی دوم شکل گرفت. این طرح از سوی برنامة تاریخ شفاهی ساموئل پِراکتر[2] در دانشگاه فلوریدا در فواصل سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳ به اجرا درآمد. این مجموعه که مشتمل است بر بیش از ۲۰۰ جلسه مصاحبه، پساز تفسیر و تحلیل و استخراج الگوهای مشترک در تجربیات شخصی، بهصورت مقالاتی در نشریات تاریخ شفاهی منتشر شده است.
سربازان سابق در این گفتوگوها علاوه بر تشریح وظایف و مسئولیتهایی که در جبهههای جنگ عهدهدار بودند، به زندگی مردم در سالهای جنگ جهانی دوم اشاره کردند. تورم و رکود اقتصادی در آن دوران و اثرات آن، از موضوعات مشترک میان گفتههای راویان بود. آنان مواردی نظیر چالشها و مشکلات روحی پساز جنگ را بهعنوان گرانیگاه روایتهای سازنده برای آیندگان توصیف کردند. در ضمن از بیان خاطراتشان اظهار شعف کردند؛ اینکه رویدادهای جنگ را در مشورت با جوانان، برای نسلهای آینده به یادگار گذاشتند.
[1]. VHP: Veterans History Project
[2]. SPOHP: Samuel Proctor Oral History Program