رفتن به نوشته‌ها

نویسنده: پیمانه صالحی

یازدهم شهریور، زادروز ایران درودی، بانوی رنگ و نور

ایران درودی (۱۳۱۵- ۱۴۰۰)، نقاش، نویسنده، کارگردان، و استاد دانشگاه در خراسان دیده به جهان گشود. خاندان پدری و مادری‌اش از بازرگانان سرشناس خراسان و قفقاز بودند. او که از کودکی به نقاشی علاقه‌مند بود، پس‌از اتمام تحصیلات متوسطه راهی پاریس شد و در دانشکدة هنرهای زیبای بوزار به تحصیل پرداخت. چندی بعد دورة ویترای را در آکادمی سلطنتی بروکسل، تاریخ هنر را در موسسة لوور پاریس و دورة کارگردانی را در انستیتو آر.سی.ال نیویورک به پایان رساند. او از محضر استادانی صاحب‌نام بهره برد و خود نیز شاگردان بسیاری تربیت کرد.

درودی هنرمندی خلّاق و نقاشی نوآور بود. او که با رنگ‌ها و فضاهای منحصربه‌فردش شناخته می‌شد، نورهایی را که از درونش ساطع می‌شد، با جادوی دستانش بر بوم نقاشی به تصویر می‌کشید؛ نورهایی که بارقه‌های امید را به چشمان هر بیننده‌ای می‌تاباند. آن‌قدر اثر درجه‌یک داشت که هر یک به تنهایی وی را در زمرة بهترین نقاشان جهان جای می‌داد. تابلوی نفت ایران که او را در ۳۲ سالگی به شهرت جهانی رساند، از سوی احمد شاملو «رگ‌های زمین، رگ‌های ما» نام گرفت.

زندگینامة خودنوشت بانوی رنگ و نور با عنوان «در فاصله‌ی دونقطه …!»، بیش از شش دهه فعالیت هنری او را نمایان می‌سازد. درودی با قلم شیوا و هنرمندانه‌اش، زندگینامه‌ای خواندنی و تأمل‌برانگیز خلق کرده است. هم‌دوره بودن با جنگ جهانی دوم و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و نیز ملاقات با بزرگانی همانند ابراهیم پورداوود، آندره مالرو، ژان کوکتو و … به این زندگینامه جذابیتی خاص بخشیده است.

استاد درودی باور داشت که «باید کوله‌بار غم‌ها و دلتنگی‌ها را بر زمین گذارد و به استقبال آینده رفت، حتی اگر این آینده یک روز یا یک ساعت یا فقط یک لحظه باشد». او عاشق سرزمینش ماند و خاک وطن را سرمة چشمان و الهام‌بخش آثار هنری‌اش قرار داد.

خارج شدن از نظر

دکتر حسین خطیبی و چاپ لغت‌نامة دهخدا

خدمات زنده‌یاد دکتر خطیبی از ساحت‌های علمی، اجتماعی و سیاسی مورد تأمل و مداقة پژوهشگران قرار گرفته و از تلاش‌های نیک‌اندیشانة این ادیب والامقام یاد شده است. از منظر علمی، او از نخستین دانشجویان دورة دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران بود و بعدها به‌عنوان دانشیار به تدریس اشتغال یافت و پس‌از درگذشت ملک‌الشعرای بهار، کرسی استادی ایشان به دکتر خطیبی تفویض شد. بُعد اجتماعی او مربوط به بیش از سه دهه مدیریت و همکاری افتخاری با جمعیت شیروخورشید سرخ ایران بود. حُسن مدیریت او موجبات رشد و شکوفایی جمعیت را در ابعاد ملی و بین‌المللی فراهم آورد. زندگی سیاسی دکتر خطیبی نیز از دورة بیست‌ویکم مجلس شورای ملی آغاز شد، زمانی‌که به واسطة خدماتش در بازسازی شهر لار پس‌از زلزله، به‌عنوان وکیل مردم این شهر وارد مجلس شد و در ادوار بیست‌ودوم تا بیست‌وچهارم نمایندة مردم تهران بود.

اما دکتر خطیبی تحفة ارزشمندی را نثار فرهنگ ایران‌زمین کرد که شاید کمتر از سایر خدماتش شناخته‌شده باشد؛ اهتمام به چاپ «لغت‌نامة دهخدا». این اثر سترگ که روحیة سخت‌کوشی علامه دهخدا و یارانش از میان سطور آن نمایان است و آموزه‌های معنوی آن بر مسیر دوستداران فرهنگ ایران‌ پرتوافشانی می‌کند، به همت او چاپ و منتشر شد. دکتر خطیبی در مصاحبة تاریخ شفاهی با نگارنده که با عنوان «تدبیر ماندگار»[1] منتشر شده است، ماجرای چاپ نخستین جلد لغت‌نامه را به تفصیل شرح داده است.

زمانی‌که او در حال تهیة رسالة دکتری بود، با معرفی ملک‌الشعرای بهار با علامه دهخدا آشنا شد و برای بهره‌مندی از معلومات ایشان به منزلشان راه یافت. مرحوم دهخدا که دائم کتاب می‌خواند و فیش تهیه می‌کرد، با افرادی که به دلایل مختلف به ملاقاتش می‌رفتند، درد دل می‌کرد که این فیش‌ها را تهیه کرده است و هیچ ناشری حاضر به چاپ آنها نیست و با مرگش از بین می‌رود. دکتر خطیبی تحت تأثیر صحبت‌های علامه قرار گرفت و روزی که با دکتر عبدالله معظمی، نایب‌رئیس مجلس شورای ملی در این زمینه مشورت کرد، به اتفاق به منزل دهخدا رفتند. دکتر معظمی در آن دیدار قول داد تا اختصاص بودجه برای چاپ لغت‌نامه را به تصویب مجلس برساند و مجلس چاپ آن را بر عهده گیرد.

طرح چاپ لغت‌نامة دهخدا پس‌از تهیه و تایید توسط پانزده نفر از وکلای مجلس، به تصویب رسید و در پی آن، «کمیسیون فرهنگ دهخدا» تشکیل شد که اعضای آن مشتمل بود بر سید محمد هاشمی، حسین خطیبی، ارباب مهربان مهر و مهدی اکباتانی، البته پیشبرد کارها بر عهدة دکتر خطیبی بود. چندی بعد نخستین همکاران علامه دهخدا خدمت ایشان معرفی شدند تا فیش‌های نامنظم را پشت هم بگذارند و به سامان برسانند. دکتر معین در جایگاه مدیر علمی تدوین لغت‌نامه و دکتر خطیبی به‌عنوان مدیر اداری و مالی کارها را پیش بردند تا جلد اول آماده شد و با مقدمة دکتر خطیبی و امضای سردار فاخر حکمت، رئیس مجلس به چاپ رسید.

دکتر خطیبی از آن تاریخ با گروه تدوین لغت‌نامة‌ دهخدا همکاری نکرد و دکتر معین و دکتر شهیدی با شایستگی انتشار مجلدات بعدی را دنبال کردند و میراث دهخدا را به سرمنزل مقصود رساندند، اما اهتمامی که در امر چاپ و نشر آن مبذول داشت، او را در زمرة بانیان راستین این اثر سترگ جای داد و آن‌طور که در مصاحبه گفته است: «اگر بخواهید بدانید که بانیان واقعی چاپ این لغت‌نامه چه کسانی بودند، در درجة اول مرحوم دکتر معظمی و در درجة دوم هم من به‌عنوان «اَلدالُ علی الخَیرِ کَفاعلُه» بودم و این اثر نفیس به سرانجام رسید» (خطیبی، ۱۴۰۰، ص ۶۸).


[1] خطیبی، حسین (۱۴۰۰). تدبیر ماندگار، مصاحبة تاریخ شفاهی با دکتر حسین خطیبی. مصاحبه، تدوین و پژوهش پیمانه صالحی. تهران: سازمان اسناد و کتابخانة‌ ملی ایران.

خارج شدن از نظر

بزرگداشت یاد و نام استاد ثریا قزل‌ایاغ (دی ۱۳۲۲- فروردین ۱۳۹۹)

«ما جامعة كتابخوان نخواهیم داشت، مگر اینكه بچه‌‌های كتابخوان داشته باشیم. شما نمی‌‌توانید در دانشگاه به دانشجویی كه تا پیش از آمدن به دانشگاه یك كتاب غیردرسی نخوانده است خدماتی ارائه کنید. استادی هم كه در این چرخه است، حتی اگر خارج از كشور هم‌ درس خوانده باشد و ارزش كتاب را بداند؛ وقتی آمده در چرخة دانشگاهی‌ای كه با یك جزوة چهل پنجاه‌صفحه‌ای هم می‌‌تواند سی سال درس بدهد، عادتش را كنار گذاشته است. بچه‌‌ای كه از مدرسه به دانشگاه می‌‌فرستید، باید جست‌‌وجوگر باشد و از استاد کار بطلبد تا او نتواند با تنبلی، كلاسش را اداره كند. کتابخانه محل خودآموزی است و باید اقشار مختلف جامعه را از طریق کتابخانه‌‌ها کتابخوان کنیم».

دل‌سپرده به کودکان، مصاحبة تاریخ شفاهی با ثریا قزل‌ایاغ. مصاحبه، تدوین و تحقیق پیمانه صالحی. تهران: سازمان اسناد و کتابخانة‌ ملی ایران، ۱۳۹۶.

خارج شدن از نظر

استاد ثریا قزل‌ایاغ، فرشته‌بانوی ادبیات کودک

ثریا قزل‌ایاغ (۱۳۲۲- ۱۳۹۹)، کتابدار، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ادبیات کودکان و همکار شورای کتاب کودک بود. او در شناساندن اهمیت تدریس ادبیات کودکان و تربیت کتابدار متخصص کودک و نوجوان و نیز اهمیت کتابخانه‌های آموزشگاهی نقشی مؤثر داشت. همچنین برای گسترش ابعاد اجتماعی کتابداری، یعنی ترویج خواندن و کتاب برای همه، بسیار کوشید.

اشتیاق قزل‌ایاغ به ادبیات کودک از دوران ابتدایی و پس از آشنایی با فضل‌الله صبحی مهتدی، قصه‌گوی کودکان آغاز شد. او مسیر تحصیلی‌اش را در رشتة روزنامه‌نگاری و کتابداری پی گرفت و نخستین مدرس رسمی درس‌های ادبیات کودکان و  مواد و خدمات کتابخانه برای نوسوادان بزرگسال در دانشگاه تهران بود. همکاری با شورای کتاب کودک و تجربه‌هایی که اندوخت، پشتوانة‌ غنی او در تدریس بود و در مقابل، در راه تحقق آرمان‌های شورا بسیار تلاش کرد که بعضی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: تدوین ضوابط ارزیابی کتاب‌های کودکان، مشارکت در گروه‌های بررسی کتاب، مشارکت در برنامه‌ریزی و اجرای کارگاه‌های گوناگون، فعالیت‌های بین‌المللی درزمینۀ معرفی آثار برگزیده،‌ همکاری با فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و …

استاد قزل‌ایاغ که به دلیل فروتنی ذاتی، خود را کورسویِ چراغی در عالم کتابداری نمی‌دانست، چنان به‌تمام زیست که به چلچراغ ادبیات کودک و نوجوان بدل شد. او که خود زمانی داور جایزة‌ اَندرسن بود، چهاردهم فروردین ۱۳۹۹، مقارن با روز جهانی کتاب کودک (زادروز اَندرسن) دیده از دنیا فرو بست. فرشته‌بانوی ادبیات کودک، دل به کودکان سپرد و کوشید با پژوهش در این حوزه، به دنبال راه‌حل برای مسائل آنان باشد.

خارج شدن از نظر

پنجم دی‌ماه، زادروز استاد ثریا قزل‌ایاغ

«امروزه ادبیات کودک و نوجوان در دنیا در شاخه‌های مختلف گسترش یافته است. در واقع  فقط در حوزة‌ تألیف کتاب یا سرایشِ شعر یا تصویرگری نبوده، بلکه در عرصه‌های پژوهش، تدریس و فعالیت‌های آکادمیک متبلور شده است. وقتی یک برنامه‌سازِ تلویزیون برای بچه‌ها برنامه درست می‌کند، باید بداند که برنامة تلویزیونیِ خاص کودک و نوجوان به چه شکل تهیه می‌شود چون این هم گونه‌ای از ادبیات کودک است. ادبیات کودک و نوجوان تنها لایِ کتاب‌ها نیست، بلکه می‌تواند در رسانه‌های گوناگون هم باشد و به‌صورت نوار کاست، نوار ویدئو، برنامة تلویزیونی، برنامة رادیویی، تئاتر و سینمای کودک و نوجوان نمایان شود. لازمة شکوفایی ادبیات کودک و نوجوان این است که تحقیق در حوزه‌های وابسته به آن جریان داشته باشد. باید آثارِ جهانی ترجمه شود،‌ بیاید و خوانده شود. همین‌طور لازم است به تربیت نیروهای انسانی به‌منظور نقدِ کتاب‌های کودک و نوجوان در بخش تألیف،‌ ترجمه و تصویر همت گماشت».

دل‌سپرده به کودکان: مصاحبة تاریخ شفاهی با ثریا قزل‌ایاغ. مصاحبه، تدوین و تحقیق پیمانه صالحی. تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانة‌ ملی ایران، ۱۳۹۶.

خارج شدن از نظر

هفتم مرداد، خاموشی استاد بدرالزمان قریب، بانوی زبان‌های خاموش

بدرالزمان قریب (۱۳۰۸- ۱۳۹۹)، استاد بنام زبان‌شناسی، متخصص زبان سُغدی، عضو پیوستة فرهنگستان زبان و ادب فارسی، و چهرة ماندگار زبان‌شناسی بود. او در شکوفایی پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی و ادبیات میانة ایران و شناساندن زبان سُغدی به جهانیان نقشی مؤثر داشت.

دکتر قریب در خانوادة عالم‌پرورِ شمس‌العلماء قریب گرکانی پرورش یافته بود و از محضر دانشمندان زبان و ادب فارسی در دانشگاه تهران کسب فیض کرده بود. در همین دوره به شناخت ریشه‌های زبان‌های باستانی و کشف دنیای جدید از زبان‌های خاموش مشتاق شد و در پی آن، رهسپار دانشگاه پنسیلوانیا شد. او ضمن آشنایی با ایران‌شناسان برجستة اروپایی و آمریکایی، به دریافت دکترای زبان‌شناسی نائل آمد. استاد قریب چندی پس‌از پایان تحصیل، با فراگیری دانشی جدید به وطن بازگشت تا دانسته‌هایش را به جوانان علاقه‌مند انتقال دهد.

کتاب‌های فرهنگ زبان سُغدی و زبان‌های خاموش، از آثار منحصربه‌فرد بانوی واژه‌ها، موفق به دریافت جوایز متعددی از جمله جایزة کتاب سال شده‌اند. او ضمن تدریس در دانشگاه‌ شیراز و دانشگاه تهران، به عضویت انجمن‌های بین‌المللی، از جمله انجمن ایران‌شناسان اروپایی، انجمن ایران‌شناسی فرانسه و انجمن نوشته‌های ایرانی در لندن درآمده بود. دکتر قریب خردمندی فروتن و آزاده، استادی دقیق و موشکاف، و ایران‌دوستی کم‌مانند بود. او که در دوران جوانی با طبع بلند و روحیة لطیفش اشعاری دلنشین می‌سرود، فراگیری علم و دانش را سرلوحة زندگی‌اش قرار داده بود و با اشراف به نیاز دانشجویان به متون پایة زبان‌شناسی، آثاری گران‌سنگ تألیف و ترجمه کرد. جهان‌بینی او که بر پایة توجه به جهانِ انسانی بنا شده بود، به دیدگاهش نسبت به زندگی معنا بخشیده بود. زبان‌شناسیِ ایران نیک‌اقبال بود که از موهبت حضور جانانة دکتر قریب بهره برد. یادش مانا و سبز باد.

خارج شدن از نظر

جایزة کتابدار اجتماعی، مزیّن به نام استاد نوش‌آفرین انصاری

فراخوانِ معرفی کتابدار اجتماعی سال، به نام ستارة فروزان علم و دانش، سرکار خانم نوش‌آفرین انصاری آراسته شده است؛ کتابداری والامقام که تفکر کتاب برای همه در قالبِ کتابداری اجتماعی با نحوة نگرش او به این حوزه، مفهوم یافته است. استاد انصاری در گفته‌ها، نوشته‌ها و طرح‌هایش به تبیین نقش کتابدار پرداخت و او را به پلی میان نوشته و خواننده تشبیه کرد و پیوند راستین میان این دو پدیده را از شاهکارهای حرفه‌ای کتابدار دانست.

جایزة ملی نوش‌آفرین انصاری فرصتی است برای اینکه نسل جوان با معماران کتابداری و اطلاع‌رسانی (علم اطلاعات و دانش‌شناسی) آشنا شوند و بدانند استادان پیشگام از جان مایه گذاشتند تا علمی را که دیرتر از سایر علوم در ایران آغاز شده بود، همگام با تحولات جهانی پیش بردند و به سرمنزل مقصود رساندند. این جایزه به ما یادآوری می‌کند که شکوفایی کتابداری اجتماعی مرهون فروتنی و سخاوتِ کتابدارانة استاد انصاری و همفکران او در مسیر تعالی این حوزه بوده است. بی‌تردید توصیف استادِ استادان از ویژگی‌های یک کتابدار (مندرج در کتاب ستارة فروزان) که آیینة تمام‌نمای شخصیتش است، الهام‌بخش و چراغِ راه کتابداران خواهد بود:

«یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتابدار این است که نسبت به هیچ چیزی بخیل نیست. کتابدار نه در مالش، نه در جانش، نه در سلامتی‌اش و نه در اطلاعاتی که دارد و می‌تواند به دیگران انتقال دهد، بخل نمی‌ورزد. من هیچ‌وقت باور نمی‌کنم که چیزی را بلدم و کاری را خوب انجام می‌دهم. من احساس می‌کنم که همه‌چیز به دلایلی از من می‌گذرد و من یک راه عبور هستم. من نه شروع‌کننده و نه پایان‌بخش هستم».

خارج شدن از نظر

دوازدهم آذر، زادروز استاد ژاله آموزگار، فرزانه‌بانوی مطالعات ایران باستان

دکتر ژاله آموزگار، استاد بنام فرهنگ و زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناسی سرشناس، بیش از پنج دهه از عمر پُربرکتش را در راه روشن نگه‌داشتن مشعل پژوهش‌هایِ ایران باستان گذرانده است. او با تألیف و ترجمة متون پایه در این حوزه، ابزار کار برای تدریس و یادگیری هرچه بهتر متون باستانی را فراهم آورده است. «شناخت اساطیر ایران»، «زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن» و« اسطورة زندگی زردشت» از آن دسته کتاب‌هاست که به‌صورت روشمند و با زبانی ساده و قابل‌فهم، به‌عنوان منبع موثق در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.

فرزانه‌بانوی اسطوره‌شناس،‌ ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، انجمن ایرانشناسی فرانسه و هیئت گزینش کتاب و جایزة بنیاد موقوفات دکتر افشار؛‌ جوایز و نشان‌های ارزشمندی از جمله نشانِ عالی دولت فرانسه و جایزة سرو ایرانی را دریافت کرده است. استاد آموزگار فرهیخته‌ای متواضع و فروتن و سخن‌دان و سخن‌سنج است که در انتقال آموخته‌ها به جوانان شوریده‌‌دل، مشتاق و سخی است. او پس از سال‌ها تلاش جهت فراگیری زبان‌های باستانی و گشودن رمز و راز اسطوره‌ها، همچنان در کشف معنای صحیح واژه‌های باستانی کوشاست. او به ما می‌آموزد که سرزمین اجدادی، بزرگان و دانشمندان این خاک، فرهنگ و ادبیات ایران را در پرتو یگانگی ملی و به دور از هر گونه تعصب دوست بداریم و به آن مفتخر باشیم. پژوهش‌هایِ ایران‌ باستان تا ابد، مرهون اندیشة پویا و دستانِ سبز استاد آموزگار است. سایة مهین‌بانوی دانشور، بر تارکِ علم و فرهنگ ایران‌زمین مستدام باد.

خارج شدن از نظر

پاسداشت مقام معلم

«من از سال ۱۳۴۰ که به دورة دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران وارد شدم، تا سال ۱۳۴۹ که استاد بدیع‌الزمان فروزانفر به رحمت ایزدی پیوست، به‌طور رسمی و غیررسمی شاگرد ایشان بودم؛ در واقع پنج‌سال پس از پایان دورة دکتری نیز در محضر درس ایشان تلمذ می‌کردم. کلاس استاد فروازنفر بی‌نظیرترین کلاس بود و تا قیامت، کلاسی به شیرینی و مفیدی کلاس ایشان نخواهد آمد. خداوند آن استعداد، حافظه، سواد و احاطه بر علوم، فنون و معارف اسلامی و عرفانی را که به استاد عطا کرده بود، به کسی نخواهد داد. استاد فروزانفر دقت بی‌مانندی داشت و به گفتار و نوشتار دانشجویان ادب فارسی بسیار اهمیت می‌داد. وی نکته‌بین و جزئی‌نگر بود و بر لزوم مراجعه به همة آثار و منابع موجود به‌منظور تدوین پژوهشی کامل تاکید داشت.

کلاس‌های استاد فروزانفر به این صورت نبود که یکی دو سال برویم، بلکه با همة کلاس‌ها فرق می‌کرد. در کلاس ایشان از دانشجوی سال اول لیسانس تا سال آخر دکترای ادبیات فارسی شرکت می‌کردند، در واقع افراد جدید با کسانی که از قبل بودند، همکلاس می‌شدند. اشخاصی هم از سایر رشته‌ها در کلاس‌های درس استاد حضور می‌یافتند. من جزو افرادی بودم که اجازه داشتم هفته‌ای یک‌روز (عصرهای چهارشنبه) به منزل استاد بروم و بدون استثناء در تابستان و زمستان خدمتشان می‌رسیدم و در آخرین جلسة درس ایشان در اردیبهشت ۱۳۴۹ نیز شرکت کردم. من از اولین روز ورود به دورة دکترای ادبیات تا آخرین جلسة تشکیل کلاس استاد، حتی یک جلسه هم غیبت نکردم».

مصاحبه با زنده‌یاد، دکتر حسن احمدی گیوی. مصاحبه و تدوین پیمانه صالحی. دوفصلنامه تاریخ شفاهی، دوره ۱، ش ۲ (پیاپی ۲)، پائیز و زمستان ۱۳۹۴.

خارج شدن از نظر

دختران قوچان

«حکایت دختران قوچان: ازیادرفته‌های انقلاب مشروطیت»

کتاب «حکایت دختران قوچان» تألیف افسانه نجم‌آبادی، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه هاروارد، سال ۱۹۹۵م/ ۱۳۷۴ش. در نشر باران در سوئد و انتشارات روشنگران در تهران منتشر شد. این کتاب مشتمل بر دو بخش است: در بخش اول گزارش کامل فروش دختران رعایای قوچان به ترکمانان و ارامنه عشق‌آباد، و به اسارت رفتن زنان باشقانلو در دوران حکمرانی آصف‌الدوله در خراسان، با تکیه بر منابع و اسناد تاریخی مستندسازی شده است. خشم مردم از این واقعة دردناک، به دلیل شرایط سیاسی خاص در زمان وقوع آن، به‌طور گسترده‌ای انعکاس یافت و وجه همدلانه‌اش، آن را از انحصار خراسان بیرون آورد و همدردی با «دختران قوچان» به نمادی برای همراهی با «دختران ایران» بدل شد. بخش دوم با تجزیه‌وتحلیل ابعاد اجتماعی و فرهنگی این واقعه، به تفصیل به این موضوع پرداخته است که چطور این موضوع در حوادث دوران مشروطه گم شد و به سادگی از چشم مورخان پس‌از مشروطه دور ماند؟!

نجم‌آبادی در مسیر تبیین این پژوهش، از یک مورخ به یک منتقد تغییر جایگاه می‌دهد و پرسش‌های او و تلاش برای یافتن پاسخ‌هایی درخور برای موضوعات مرتبط با آن، برآمده از نگاهی زنانه به رخدادی اجتماعی است؛ اینکه حکایت دختران قوچان چه مؤلفه‌هایی داشت که آن را به روایتی قوی بدل کرد و به چه دلیل در میان رخدادهای انقلاب مشروطه اهمیت علّی نیافت؟ نویسنده این‌طور استنباط می‌کند که در فراموشی این رویداد تاریخی، نشانه‌هایی از تاریخ‌نگاری مردمَدار مشاهده می‌شود که ارزش چندانی برای ثبت مسائل زنان قایل نیست. این کتاب ارزشمند در حوزة تاریخ‌نگاری زنان، با بازنگاری ماجرای غم‌بار دختران قوچان، وجه مردانة تاریخ‌نگاری رسمی را به یک سو می‌نهد و با تمرکز بر ابعاد این واقعه، دریچه‌ای نو به شناخت تاریخ ایران می‌گشاید؛ تاریخی که روایتگر ظلم بر آحاد مردم باشد و به عوامل مختلف زمینه‌سازِ انقلاب مشروطه واقع‌گرایانه بنگرد.  

خارج شدن از نظر